|
بار دیگر سینمایی که دوست می داشتم
|
|
|
همین الآن از سینما آزادی رسیدم. این روزها دوباره دارد یادم می آید حس و حال فیلم خوب دیدن را؛ با فیلم همراه بودن را. کنعان (مانی حقیقی) را دوست داشتم. از این حس خوب و غم انگیز خوشم می آید... صحنه های طبقه پنجم، آن خانه که پایان فیلم وقتی مینا با پله ها رفت دیگر دیده نشد؛ ماندن تلخ مینا... سکوت و موسیقی کنعان. نمی شود باور کرد روزی سینمایمان از دست برود؛ سینمایی که هرچند وقت یک بار هم که شده نمی گذارد فراموش کنم دوستش داشته ام و دارم. از سینما که بیرون آمدم رنگین کمان بود؛ خیلی وقت بود رنگین کمان هم ندیده بودم. نوشته در شب: شب در خانه هم پربار بود. دیدن تله تاتر خرده جنایت های زن و شوهری و قسمت آخر کاملترین کار طنز تلویزیونی هم که جای خودش. بزنگاه حالا حالاها بی رقیب است. پی نوشت: این لینک سایت سینما آزادی را هم بهتر است حذف کنم؛ انشاالله تا چند سال دیگر راه می افتد! رزرو هم تلفنی انجام می پذیرد (بلیط هم دم گیشه هست!)
+
تاريخ چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 18:34 نويسنده سینما آزادی
|
|
|