تبليغاتX
سینما آزادی
بار دیگر سینمایی که دوست می داشتم

سينماي ايران | پا برهنه در بهشت

فیلم دیدن بیشتر برای من یک ماجراست؛ یک ماجرا که گاهی از روز کلید خوردنش شروع می شه. حاشیه، خبرها یا حتی سکوت خبریش جزئی از آن فیلمه. توی تمام این نوشته ها هم سعی کردم که به نقد فیلم نزدیک نشوم و فقط از خود فیلم و سینما بنویسم، از گوشه کنار حرف های مردم وقتی از سالن بیرون می آیند، از دلیل دوباره پا گذاشتنم توی این سالنهای تاریک و خیره شدن به پرده نقره ای. اصلا برای همین اسم اینجا سینما آزادی ست؛ سینما آزادی خاطره اولین تجربه این ماجرا، این اتفاق است؛ حالا بر فرض در شش ماهگی!

دیشب میان آن همه کار، امتحان و درس دیدم اردیبهشت دارد تمام می شود و خرداد و امتحاناتش شروع؛ فکر کردم زودتر از یک ماه دیگه وقت فیلم دیدن و سینما رفتن نیست پس رفتم به دیدن یک فیلم خوب؛ پا برهنه در بهشت (بهرام توکلی) حتی اسمش هم دوست داشتنی ست و این دیالوگ ها برای من ماندگارترش می کنند؛ برای شما هم؛ شاید:

- من الآن حوصله ندارم انسان باشم!... 

- مردن مهم ترین کاریه که میشه خوابیده انجام داد.

پی نوشت (به مناسبت نمایشگاه کتاب تهران): بالاخره اولین کتابم به بیست و یکمین نمایشگاه کتاب رسید. "تابستان بی دست و پا" را به عنوان اولین تجربه ام در چاپ کتاب برای کودکان دوست دارم.

+ تاريخ شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 18:15 نويسنده سینما آزادی |