تبليغاتX
سینما آزادی
بار دیگر سینمایی که دوست می داشتم

امروز سر کلاس مطالعات اجتماعی برای بررسی روابط اجتماعی انسانها فیلم سیب (سمیرا مخملباف) را دیدیم. فیلمی که مثل بیشتر فیلمهای ساخته شده توسط خانواده مخملباف از سوژه بکری برخوردار بود و داستانی را روایت می کرد که شاید کمتر کسی به نمونه اش برخورد کرده باشد. سیب داستان دور ماندن از جامعه است. از اجتماع. از جایی که در آن زندگی می کنیم...

عکس از خانه فیلم مخملباف

+ تاريخ دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 16:53 نويسنده سینما آزادی |

سينماي ايران | گوشواره

گوشواره (وحید موساییان) یکی از داستانهای کتاب "لبخند انار" هوشنگ مرادی کرمانی است و برای همین خیلی دوست داشتم این فیلم را ببینم تا اینکه دیشب در انجمن سینمایی تهران نمایش داده شد و همان طور که فکر می کردم از آن دسته فیلمهای ساده، لطیف و واقعی است که دوست دارم؛ هرچند چند جایی بازی بازیگران خردسالش به طبیعی بودن فیلم خدشه وارد می کند اما این موضوع نمی تواند به هیچ وجه به داستان خوب فیلم لطمه ای برساند. بعد از فیلم برای جلسه نقد و بررسی با عوامل هم نشستم ولی از این همه تلاش برای یافتن اشتباه های کوچک و بزرگ، سعی در گفتن به بدتر بودن فیلم نسبت به کتاب و ... به هیچ وجه لذت نمی برم. هرچند خودم هم معتقدم تبدیل ادبیات داستانی به سینما همیشه مشکلاتی را پیش می آورد.

پی نوشت: خانه سبز (بیژن بیرنگ - مسعود رسام) که تمام خاطرات بچگی ام را با خودش دارد دوباره پخش می شود. سریال کم نظیری است... ببینیدش.

عکس از سینمای ما

+ تاريخ دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 16:46 نويسنده سینما آزادی |

 دست های خالی

تصمیم داشتم دستهای خالی (ابوالقاسم طالبی) را ببینم برای همین وقتی به طور اتفاقی داشتم از جلوی سینما آفریقا رد می شدم و سانسش دقیقا مناسب بود رفتم تو. سالن سینما سرد و خلوت بود. اما باز از این که بعد از مدت ها توی این خلوت فیلم خوبی می دیدم خوشحال بودم. فیلمی که داستانی داشت , حرفی برای گفتن , دیالوگ هایی برای شنیدن و استادی برای بازی کردن. آخرین دیالوگ های استاد شکیبایی با آن لحن و گریم خیلی راحت غم تمام فیلم را به بغضی تبدیل می کند...

پی نوشت ۱: همیشه یک دسته از فیلم های خوب زندگیم را در دوره اکران عید فطر دیدم ... راستی عیدتان مبارک. 

+ تاريخ جمعه بیستم مهر 1386ساعت 0:57 نويسنده سینما آزادی |

 

 "لعنت به جاده ها اگه معناشون جداییه"    

طعم تلخ مرگ مسافران (بهرام بیضایی) را بچشید. تلخی هم طعمی است؛نه چندان شیرین...                               

+ تاريخ جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 16:35 نويسنده سینما آزادی |