تبليغاتX
سینما آزادی
بار دیگر سینمایی که دوست می داشتم

سينماي ايران | سرگيجه

خیلی وقت بود که منتظر یک فرصت بودم تا برم و یک فیلم ایرانی توی سینما ببینم و از بین چهار فیلم جدیدی که در سکوت به روی پرده سینماها رفته بودند برای دیدن سرگیجه ( محمد زرین دست) بهانه بیشتری داشتم؛ فیلمی که کارگردانش معتقد بود مثل کازابلانکا در تاریخ سینما ماندگار می شود.  اتفاقا سالن دو سینما پایتخت که تازه هم افتتاح شده بود سرگیجه داشت و این جوری هم پایتخت تازه بازسازی شده را می دیدم و هم سرگیجه. اما وقتی رسیدم برای اولین بار بلیط فروش سینما بهم گفت "این سانس قرار نیست نمایش بدهیم" و جالب تر از این، آنکه در جواب چرای من گفت "۳۰ دقیقه دیگر کلاهی برای باران را شروع می شود، خیلی هم قشنگتره، این فیلمی که می خوای اصلا خوب نیست!"  هرچند هیایو و شلوغی سینما قدس را دوست نداشتم اما نزدیکترین سینمایی بود که سرگیجه داشت؛ چاره ای نبود.فیلم شروع شد. به اولین فیلم پس از انقلاب محمد(تونی) زرین دست نگاه می کردم و دیااوگ ها را از بین صدای حرف می شنیدم... فیلم به وضوح شامل دو بخش بود؛ قسمت اول یک سرگیجه ( که شاید بشود گفت تعلیق) و قسمت دوم یک پایان خوش ۴۵ دقیقه ای.        فیلم تمام شد. اظهارنظر مردم به گوش می رسید، هرچند من مثل همیشه سکوت کرده بودم و به نقد تماشاگرانی که خسته از دو ساعت روی صندلی بودن در مورد فیلم حرف می زدند گوش می دادم... آخرین جمله ای که شنیدم کسی از پشت سرم به رفیقش گفت "برای چی این فیلم را ساخته بود؟!" فکر کردم خوب شد کسی از من نپرسید... عجب سرگیجه ای بود؛ برادر خاطرت هست؟

پی نوشت ۱:تا افطار وقت زیاده. شما هم یک سینما بروید، زودتر می گذره. التماس دعا

پی نوشت ۲: چند ساعت بیشتر تا شروع پاییز نمانده... 

کلاهم را دو دستی می چسبم      اول پاییز،       باد ما را خواهد برد؟ *

عکس از سینمای ما          * عباس کیارستمی

+ تاريخ شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 15:39 نويسنده سینما آزادی |

    

امروز در صدوهفتمین سالگرد سینمای ایران دوباره خانه دوست کجاست؟ (عباس کیارستمی) را دیدم. تنها فیلمی که واقعا معنای رفاقت را میشه ازش فهمید. معنی دوستی. آنقدر ساده است و آنقدر سادگیش قشنگه که کسی نمی تواند دوستش نداشته باشد. فیلمی که سال ۶۵ ساخته شد و هنوز برای خیلی ها که بعد از اون سال دنیا آمدند هم محبوبه. فیلم ماندگار یعنی این.

یک دیالوگ فیلم که برای همیشه سوال ماند: " شما نمی دانید خانه محمدرضا نعمت زاده کجاست؟"

پی نوشت۱: اگه جاده ای زیباتر از جاده خانه دوست است، بگویید.

گزارش:  جشن خانه سینما

گزارش جشن خانه سینما, عکسها, نقدها و نظرات درموردش در تمام سایتها و خبرگزاریها هست  اما من جشن را از نگاه دیگری دیدم از منظر دیگری... وقتی که هنوز وسوسه رفتن به این مراسم را داشتم... وقتی استاد از جشن گفت و از نرفتنش...از دعوتنامه ای که برایش فرستاده اند...از مراسم فیلمسازها و فیلمی که نساخته... از سینما و...

من که نرفتم , استاد هم نمی رفت, شاید خیلی های دیگر هم نرفتند...  سینمای ایران ۱۰۷ ساله شد ، تولدش مبارک!                                                                


ادامه نوشته
+ تاريخ چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 23:0 نويسنده سینما آزادی |

شغال ( اصغر نصیری ) از آن فیلمهایی است که به قول استاد تقوایی تقدیری نیست. آدم های فیلم خودشان می خواهند بد باشند، دزدی کنند، آدم بکشند و... یا خوب بشوند. فیلم شغال فقط یک فیلم است؛ یک فیلم...

پی نوشت ۱: امروز دوباره از جلوی سینما آزادی رد شدم  هیچ چیز به اندازه دیدن تابلو سینما آزادی لذت بخش نیست. پاییز نزدیک است به زودی هر روز صبح از رو به رویش رد می شوم. ۱۶۴ روز مانده تا... 

پی نوشت ۲: سه روز بیشتر تا روز سینما نمانده.

پی نوشت ۳: در مورد بعضی از فیلمها گاه چیزی ندارم برای نوشتن.

+ تاريخ یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 22:25 نويسنده سینما آزادی |

سينماي ايران | محاكمه

پنج دقیقه به یک بود که وارد سالن آبی سینما ایران شدم. سالن خالی خالی بود، به صندلی ها نگاه کردم، یادم آمد وقتی آتش بس را در این جا می دیدم تمام صندلی ها پر بود. بالاخره ساعت یک شد و کم کم پنج - شش نفر دیگر هم آمدند و فیلم شروع شد.

محاکمه بی شک از بهترین ساخته های ایرج قادری است که کمی از بدنه سینمای قبل از انقلاب فاصله گرفته و جوانانش امروزی شده اند. نسل سومی...   محاکمه داستان یک مرد است ؛ داستان جنگیدن برای زندگی و این که می خواهم زنده بمانم، پس می مانم.

طرف دیگر محاکمه:

 مهناز افشار اولین بار با شیرهای جوان وارد سینما شد و تا مدت ها فقط دختری بود که شبیه گوگوش است اما حالا او دیگر فقط بازیگر فیلمفارسی هایی مثل زهر عسل، کما و سیزده گربه روی شیروانی نیست بلکه او همان زن عصبی سالاد فصل، سایه یکدنده و لجباز آتش بس، مرجان پرحرف و سنتی چه کسی امیر را کشت؟ و نگار فراری از خانه محاکمه است.ورود حرفه ایش به هنر هفتم؛سینما را تبریک می گویم.

عکس از سینمای ما

+ تاريخ جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 17:22 نويسنده سینما آزادی |

مهمان | سينماي ايران
( عكس : احمد احمدي )

مهمان ( سعید اسدی ) یک فیلم ساده و کم خرج است که در ژانر کمدی ساخته شده و با حضور امین حیایی، محمدرضا شریفی نیا ، حسام نواب صفوی و تونل رسالت تشکیل یک فیلمفارسی را داده که البته فروش خوبش نشان می دهد فیلم کمدی از هرنوعی که باشد خوب می فروشد. 

پی نوشت: وقتی حدود ده ساعت بعد از سنگ،کاغذ،قیچی  ، مهمان را دیدم به هیچ چیز به جز تفاوت بازی امین حیایی نمی توانستم دقت کنم. اگر باور نمی کنید عکس این پست را با پست پایین مقایسه کنید.

+ تاريخ چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 17:53 نويسنده سینما آزادی |

سينماي ايران | سنگ، كاغذ، قيچي

سنگ ، کاغذ ، قیچی ( سعید سهیلی) را امشب دیدم. فیلم بدی نبود اما هنوز می توانست خیلی بهتر باشد. در هر صورت چیزی برای نوشتن ندارم. اگر شما هم فیلم را دیده اید، شما بنویسید.

پی نوشت: ببخشید، اگه یک فیلم جدید اکران شد به من هم خبر بدهید!

+ تاريخ چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 2:59 نويسنده سینما آزادی |

یک سالی می شد فیلم درخت گلابی (داریوش مهرجوئی) را خریده بودم و چند باری هم سیدی اول را دیده بودم اما هر دفعه مشکلی پیش آمد و خلاصه نشد. تا بالاخره امروز ( یعنی ۱۱ شهریور) طلسم را شکاندم و این شاهکار استاد را دیدم. درخت گلابی از همان آثار ساده و دوست داشتنی است که باید ببینید.

پی نوشت ۱: امروز درست یک ماه از گشایش کافه فیلم می گذرد یعنی درست وقتی که قرار بود برای همیشه بسته شود اما چون نتیجه انتخاب ده فیلم برتر سینمای ایران تازه دارد جالب می شود این کافه فعلا تا روز سینما پذیرای شماست. اگر دوست دارید ده فیلم برتر سینمای ایران را انتخاب کنید به کافه فیلم بیایید.

گزارش : علی سنتوری تبدیل به سرود تولد شد!

دیروز یکی از دوستان قدیمی به منزلمان آمد و با افتخار اظهار داشت که سیدی سنتوری را خریده. هنگامی که به وی فرمودم همچین چیزی غیر ممکن است گفت: " سیدی فروش گفته تهیه کننده خودش پخش کرده!" با تعجب سوال نمودم یعنی شما دیده اید؟ و او گفت سیدی را به یکی از دوستانش قرض داده و خودش هنوز به تماشای آن ننشسته است. چون موضوع قاچاق فیلم و نمایش سنتوری از اهمیت ویژه ای برخوردار بود از وی خواستم به دوستش زنگ بزند. و جواب دوستش چیزی نبود جز اینکه گفت:"  فیلم سرود تولد بود!"

+ تاريخ دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 1:4 نويسنده سینما آزادی |

خانه روشن (وحید موسائیان) سال ۸۴ ساخته شد اما هنوز به اکران عمومی در نیامده. این فیلم امروز در انجمن فیلم تهران به نمایش درآمد. فیلم خانه روشن فقط می تواند یک اثر داستانی باشد که سعی کرده از فیلمفارسی فاصله بگیرد و با چند دیالوگ خوب به اثری متفاوت تبدیل شود. کاش به بهانه دیگری در فیلم به دنبال روشنایی می گشتیم.

پی نوشت۱: چرا فیلم جدیدی اکران نمی شود؟

+ تاريخ دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 10:24 نويسنده سینما آزادی |