|
بار دیگر سینمایی که دوست می داشتم
|
|
|
بالاخره بیست و هفت خرداد شد. با چند تا از دوستام که از رفتن به سینما و برنامه امروز استقبال کرده بودند برای سانس شش رفتیم سینما فرهنگ. سینما از چند بار آخر خیلی شلوغ تر بود (یعنی جمعیت توی سالن بیشتر از هفتاد نفر بود ) البته فیلم هم بهتر بود. شروع روز سوم شروع خوبی است شروعی که در یک سکانس برزو ارجمند را از کلیشه خارج می کند و تماشاگر را با شخصیت دیگری آشنا می کند و این کلیشه شکنی نقشها برای تمام بازیگران ( که تازگی در صاحبدلان دیده ایم ) خوب است. کار آخر محمدحسین لطیفی با تمام خوبیها و بدیهایش دوست داشتنی است البته نمی دانم واقعا به حق نامزد دوازده سیمرغ شد یا نه ولی مطمئنم ارزش دو ساعت وقت گذاشتن و دیدن را داره. پی نوشت: راستی سینما رفتید؟ شلوغ بود؟ ( قرار بعدی واسه سنتوری )
+
تاريخ یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 23:11 نويسنده سینما آزادی
|
خیلی وقت بود سینما قدس نرفته بودم. گفتم شاید عصر پنجشنبه سینماهای واقع در مرکز شهر شلوغ باشه ولی تعداد آدم های بافرهنگی که به جای خرید سیدی فیلم (که یک روز پس از اکرانش پخش شده بود) به سینما آمده بودند باز هم از ۴۰ نفر تجاوز نمی کرد. همیشه از صف و شلوغی سینماها بدم می آمد و سعی می کردم سینماهای خلوت را پیدا کنم تا بتوانم راحت فیلم ببینم ولی حالا دوست دارم دوباره وقتی عصرهای پنجشنبه میخوام برم سینما تو صف بایستم! درست سال پیش همین موقع ها ( به آرشیو که سر زدم دیدم بیست ویکم خرداد ) بود که برای دیدن اولین فیلم شاهد احمدلو به سینما رفتم و امروز بعد از یک سال فیلم دومش به اکران درآمد البته فیلم اول را بیشتر دوست داشتم و خوب هم یادمه روز دیدن چندمیگیری گریه کنی سالن سینما سروش پر بود. یعنی دوباره سینماها شلوغ می شه؟ پی نوشت: قرار بیست و هفتم را که فراموش نکردید؟
+
تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 21:15 نويسنده سینما آزادی
|
دیشب ساعت ۱۰ دقیقه به هشت تصمیم گرفتم برم پارک وی و ساعت ۸:۰۷ رسیدم سینما کانون و واقعا هم که چقدر برای ورود افراد زیر ۱۶ سال سخت گیری می کردند! ( شایدم من را ندیدند! ) بالاخره ۱۰ دقیقه بعد از شروع فیلم وارد سالن شدم و اولین چیزی که توجهم را جلب کرد پرده سینما و فیلم نبود بلکه روشن گذاشتن چراغها بود! بعد از این موضوع هم نتوانستم حواسم را به فیلم جمع کنم آخه داشتم تعداد تماشاگران را می شمردم که به جای خرید سیدی قدم رنجه کرده بودند سینما. درست ۱۵ نفر تو سالن بودند. پس از این که کار شمارش تمام شد مشغول تماشای فیلم شدم و در تمام مدت فقط منتظر بودم که ببینم صحنه مرگ مادر کوهیار چگونه است که خانم بیتا فرهی در روزنامه بانی فیلم به خاطر این صحنه مرگ هنریشان را اعلام کرده اند. بالاخره در ساعت ۹:۳۵ تمام شد و از سالن بیرون آمدم ولی واقعا چرا کسی سینما نمیره؟! فیلم پارک وی به کارگردانی فریدون جیرانی و با بازی نیما شاهرخ شاهی ، رعنا آزادی ور ، بیتا فرهی ، محمدرضا شریفی نیا ،مهدی احمدی و نیوشا ضیغمی حدود دو هفته است که روی پرده سینماها است و تاکنون ۱۲۵ میلیون فروش کرده. اطلاعیه! مهم و فوری: تهیه از گزارش فروش فیلمها در این روزها کار سختی نیست و این شاید به خاطر نفروختن آنها و وجود سیدی های قاچاق فیلمها در بازار باشد. اعتراض ، شکایت ، برگزاری مراسم ختم و ... شاید دیگر توانایی مقابله با ضررهای سینمای ایران را ندارد و این دفعه نوبت تماشاگران است که دست به کار شوند و دوباره جلوی سینماها صف ببندند و از خرید سیدی فیلمهای روی پرده خودداری کنند. چند بار آخری که به سینما رفته ام تعداد تماشاچیان آنقدر کم بوده که گاهی شک می کردم که اینجا سینما است! پس بیایید این بار خودمان به سینما برویم و در تاریخ 27 خرداد یک صندلی، یک سانس ،یک سینما خالی نماند. در 27 خرداد ( امتحانات هم تمام شده! ) به سینما می رویم و بعد گزارشی از تعداد تماشاگران مینویسم( البته با کمک شما) پی نوشت:راستی شما نگران تعطیلی سینماها نیستید؟
+
تاريخ دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 9:22 نويسنده سینما آزادی
|
چند روز پیش پیشنهاد پنجاه میلیون( مهدی صباغ زاده ) وارد شبکه نمایش خانگی شد و من هم که وقت سینما رفتن ندارم فیلم را خریدم تا حداقل اگه وقت شد یک فیلم تو این چند روز دیده باشم. البته از صبحانه ای برای دو نفر خاطره خوشی نداشتم اما این یکی با وجود همه سادگی خوب بود و شخصیت پردازی ها و صحنه های خوبی داشت. و البته باز هم یکی از بهترین چیزهای فیلم افه های دوست داشتنی آقای بازیگر* است. پی نوشت: * نام نقدی از پویان عسگری بر قتل آنلاین و توصیف بازی شهاب حسینی در آن است.
+
تاريخ شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 19:28 نويسنده سینما آزادی
|
دیروز چند ساعتی وقت آزاد داشتم و چون تو امتحانات نمی شد رفت سینما بالاخره تسلیم شدم و فیلمی را که دوستم بهم داده بود درآوردم. یک سیدی کپی شده بود که نه دی وی دی پلیرم می خواند نه وی سی دی! بالاخره با تلاش با کامپیوتر بازش کردم و دیدم. چشمان سیاه( ایرج قادری ) بود.منتقد نیستم و دوست ندارم انتقاد کنم شاید چون فیلمسازی را باارزش می دانم و سینمای ایران برایم حرمت داره اما در مورد این یکی.... پی نوشت: گاهی هم فیلمهای قدیمی را ببینیم! عکس از ایران اکتور
+
تاريخ شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 20:54 نويسنده سینما آزادی
|
سال پیش ۴ خرداد بود که این وبلاگ را برای خودم درست کردم و امروز از اینکه وبلاگ کوچکم یک ساله شده خیلی خوشحالم. بعضی وقتها توی این یک سال احساس حس کردم حوصله نوشتن همین چند خط ناقابل را هم ندارم اما حالا انقدر بهش عادت کردم که فکر می کنم روز تولدش از روز تولد خودم هم مهمتره! وبلاگ من توی این یک سال زیاد حرف نزد اما حالا که بزرگتر شد حرفهای بیشتری هم برای گفتن داره. وبلاگ عزیزم تولدت مبارک! ببخشید اگر وقت نکردم برای روز تولدت برم سینما.
پی نوشت: دیروز ۴ خرداد ۱۲۸۶ تولد فیلمساز پیشگام سینمای ایران "عبدالحسین سپنتا "بود و امروز ۴ خرداد ۱۳۸۶ تولد یک سالگی وبلاگ من. (صد سال به این سالها)
+
تاريخ جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 0:1 نويسنده سینما آزادی
|
|
|